تبليغاتX
1367 - یک سال و چهار ماه...!!!

1367

67

یک سال و چهار ماه...!!!

یک سال و چهار ماهه که دارم می نویسم... یک سال و چهار ماهه که شاهد تغییرات خودمم... یک سال و چهار ماهه که مدام آدم ها تو زندگیم عوض می شن! یک سال و چهار ماهه که خدا نیست... یک سال و چهار ماهه که خالی ام... یک سال و چهار ماهه که سر رسید پر نکردم! یک سال و چهار ماهه که خیلی چیزا عوض شده! یک سال و چهار ماهه که من عوضی شدم! یک سال و چهار ماهه که زندگیم شده دیگران... یک سال و چهار ماهه که خودم رو ندیدم... یک سال و چهار ماهه که همه چیزای عادی و طبیعی رو ریختم بهم! و حالا بعد از یک سال و چهار ماه وختش شده که تنبیه شم:)
حرفی نیست! همه ی این یک سال و چهار ماه "مثل یک خواب کوتاه" گذشت! شاید وختش شده که سیلی تو منو از خواب بیدار کنه... شـــاید!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 11:6  توسط 1367  |